
بسمه تعالیبه دشت کربلا شدم به عشق یارمبه دل تمنای وصال یار دارمبه شوق بندگی شدم رها ز هر بندبه جز خدای مهربان کسی ندارمخدا خدا نوای لبهای من اینجاستبه جز خدا حریم دل کجا سپارمتمام عشق من خداست پناه هر جافدای مهر او کنم روح و روانمبه عذت و جلال حق قسم خدا راکه شوق وصل او ز کف برده قرارممنزل به منزل کو به کو در فکر یارمکه لحظه ها به شوق وصلش می شمارمبه دشت گرم کربلا به تشنگی ها رضا شدم که من روم به...
ادامه مطلب