بسمه تعالی
چادر خاکی تو..... خاک عزا بر سرِ ما
داغ سیلی ز لعینان... به تو ویران گر ما
راهِ بر بسته به تو خواب ز چشمان ببرد
رنگِ رخسارِ گل از قلب گلستان ببرد
موج حیران شده از غصه ی تو بی تاب است
آسمان غمزده خالی ز رخ مهتاب است
خاک و افلاک تو گویی که به هم می پیچد
سوده ی اشکِ ملایک ز غمت می ریزد
لاله پیچیده به خود ...ضربه به رویت مادر
تا به فردا شده نیلی و حزینت مادر
زیر این طارم فیروزه علی یار نداشت
بجز از یاس نبی مونس و دلدار نداشت
غصه ی لحظه ی افتادنت ای ماه نبی
بخدا سخت نموده نفس از بهر علی
صد هزارش ز عدو بود علی صفدر بود
رفتنِ یاس نبی خاتمه ی حیدر بود
التماس دعا
1400/10/14
ما را در سایت اشعار نوحه های واحد و سینه زنی جنوبی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 156