زبانحال حضرت رقیه خاتون دُردانه اباعبدالله الحسین علیه السلام
بسمه تعالی
مزنیدم که مرا هست عمویی چون شیر
طاقتش نیست ببیند دل من را دلگیر
مزنیدم که عمو دارم و دلدار من است
لحظه ای نیست نگویم که یار من است
مزنیدم که منم نور دو چشمان پدر
مزنیدم که عمو هست نگهبان پدر
مزنیدم بخدا شِکوه به عباس برم
شکوه بر کوه وفا خالق احساس برم
مزنیدم که عمویم پسر شیر خداست
غیرت حیدریش جلوه ی شمشیر خداست
به چه جرات تو گرفتی و کشیدی گیسو
دست تو میشکند حیدر ثانی عمو
ای که بر خیمه و بر منزل ما سنگ زدی
زین سبب بر دل صد پاره ی ما چنگ زدی
عاقبت میشنوی بانگ انا المهدی را
هم عمو و عَلم و صاحب یک کشتی را!
التماس دعا
1403/02/10
ما را در سایت اشعار نوحه های واحد و سینه زنی جنوبی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33