منم زینب بگویم با رشادت
به زیبایی بگویم از شهادت
چه زیبا باشید این آواره گی ها
چه زیبا باشد این لب تشنه گی ها
چه زیبا باشد این شور و نواها
چه زیبا باشداین دلداده گی ها
چه زیبا رفته از تن راس یاران
چه زیبا تازیانه از سواران
چه زیبا باشد این سرچشمه ی اشک
چه زیبا قصه ی صد نیزه و مشک
خوش آوایی رسد در دشت تشنه
چه جولان میدهد برسینه دشنه
چه نقاشی شده ظهر عطشناک
چه نقشی می زند بر پیکر چاک
چه گلهایی ک خشکیده به میدان
چه بغضی که گلو را کرده زندان
چه چشمانی که شد سرچشمه غم
دریغ از چشمه غم قطره ی نم
ندیدم جز گل و ریحان ندیدم
به جز مهر خدا چیزی نچیدم
بگویم ما رایت الا جمیلا
بدیدم لطف های بیکران را
التماس دعا
شهریار سلطانی پور
۹۶/۴/۱۸
ما را در سایت اشعار نوحه های واحد و سینه زنی جنوبی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 183