عزم عباس علیه السلام

خرید بک لینک
بسمه تعالی

حرم بود و عباس و عزمی بلند

همه از عطش دل به سقا دهند

به نزد حسین آمد آن با وفا

که اذنم بده بهر میدان شه ها

حرم بیقرار و همه دل کباب

به گرد علی مضطرب بین رباب

ندارم ببین رفته از کف قرار

چو ابری به قلبم ز رافت ببار

بر این یار خود از سر لطف وجود

نظر کن مرا بی قرار سجود

چو پروانه ای بال و پر زد به نار

به راه حسین ش ره کردگار

به نهر فرات چون رسید روح آب

خجل شد شریعه زغم شد سراب

به دل خواهش لعل عباس . داشت

به موجی به پایش گل بوسه کاشت

چو دستان سقا به دریا رسید

به نهر فرات روی مولا بدید


ننوشید و مشکش به دوشش کشید

ز بند عطش همچو شیری رهید


به قلبش شعف تاکه مشکش پر آب

که بیند به خنده صغیر رباب


به یاد سه ساله عزیز حرم

به میدان در آمد سفیر کرم

غم شهریار شعله از او گرفت

بدون مرکب قلم کی نوشت؟


التماس دعا شهریار سلطانی پور

اشعار نوحه های واحد و سینه زنی جنوبی...

ما را در سایت اشعار نوحه های واحد و سینه زنی جنوبی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:42

صفحه بندی