محرم۹۸

خرید بک لینک

بسمه تعالی

آسمان کربلا خونین و شاهش بی سر است
شب ندارد روشنایی ماهتابش بی سر است

غنچه های کربلا نشکفته محزون مانده اند
تابش نوری بخواهد آفتابش بی سر است

در غروب کربلا محزون تر از زینب نبود
چون امامِ عاشقانِ تاجدارش بی سر است

می زند ناله زِ اشک زینب و طفل رباب
زینب ی بیند به ماتم چون حسینش بی سر است

کربلا را لحظه ای یک شِکوِه از زینب ندید
زینب محمل نشین را غنچه هایش بی سر است

کربلا را ساقی عطشان به خاک افتاده است
در نیستان زاده ی شیرِ خدایش بی سر است

کربلا را کربلا را عشق را اعجاز اوست
چون حبیب آن پیر عاشق بر امامش بی سر است

در طواف کربلا هفتادو دو حاجی روان
کربلا شد کعبه ی دل دلربایش بی سر است

سرزمین کربلا در ماتم عشاق دین
لرزد از اشکِ حسینی چون صغیرش بی سر است

قلب یک عالَم چو پروانه به گِرد کربلاست
گرچه صاحب خانه ی والامقامش بی سر است

تا ابد نالیدن از این غم روا باشد ولی
از قیام سرخ عاشورا عدویش بی سر است

التماس دعا
شهریار سلطانی پور
۹۸/۶/۲۲

اشعار نوحه های واحد و سینه زنی جنوبی...

ما را در سایت اشعار نوحه های واحد و سینه زنی جنوبی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

صفحه بندی